گزينش تصاویر در تلویزیون برای نشان ندادن صحنههاي خاص و غيراخلاقي، چيزي نيست كه تنها در ايران انجام شود، بلكه بحث كيفي آن در سراسر جهان و شبکههای تلویزیونی، متفاوت است.
در ماهوارههاي نيل و عرب، شبكههاي رايگان، حق پخش تصاوير خاص را به صورت آزادانه ندارند، در تلويزيونهاي خانوادگي كشورهاي غربي و حتي شبكههاي دولتي، پخش تصاوير خاص، به حك محدوديت سني يا زمان خاص براي پخش بستگي دارد.
همين تفكر اندكي پيشروي داشته و در كشور ما به فوتبال نيز سرايت كرده است.
البته وضعيت ناهنجار در تصاوير جام جهاني 94 آمريكا، مسير فعاليت تلويزيوني شبكههاي ورزشي را منحرف كرد و حتي كار را به جايي رساند كه كارگردان ورزشی كانال «پلاس» در ورزشگاه رم، با تماشاگران ايتاليايي سري A شوخيهاي غيراخلاقي ميكرد و سپس در سر فصل، آنها را به صورت تصاویر جذاب به صورت عمومی پخش مینمود!
ظهور دستگاه ديله (تأخيرانداز) در زمان پخش مسابقههاي فوتبال، حتي در سال 90 و جام جهاني ايتاليا، كارآيي نداشت و ميتوان به صراحت گفت كه ميزباني آمريكا و نوع پخش تلويزيوني اين بازيها، جاذبههاي جنسي را هم به حاشيه مسابقههاي فوتبال اضافه كرده است.
البته پيش از آن، در المپيك 92 بارسلون، پوشش مشكل اصلي تصاوير ورزشي شده بود كه حتي حساسيت كشورهاي عربي را نيز برانگيخت.
پس از آن، شبكهها به فراخور فرهنگ خود، يا كنار آمدند يا تصميم به گزینش گرفتند، در آن زمان، رسانه ملي با تهيه دستگاه دیله در هنگام پخش زنده، تصاویر غیراخلاقی را با تصاویر مناسب همان بازی جایگزین میکرد.
این مورد ناهنجاري در سالهای اخیر، به دلیل رویکرد مخالف فیفا با پخش تصاویر غیراخلاقی در حین پخش زنده مسابقههای فوتبال، به مقدار زیادی کاهش پیدا کرد، به اندازهاي که در برخی مسابقههای رسمی فوتبال در نقاط گوناگون جهان، حتی یک نمونه هم از اينگونه تصاوير پیدا نمیشود.
در این میان، چندی پیش، یکی از سایتهاي مخالف فرهنگ اصیل ایرانی، در گزارش به اصطلاح مبسوطی، به بررسی این موضوع با عنوان «آسیبشناسی پخش فوتبال در تلویزیون» پرداخت. گذشته از بیاطلاعی نگارنده كه عنوان پژوهشگر ارتباطات را به خود داده، در حوزه تجهیزات فنی، دستگاه دیله در مسابقههای فوتبال، که از رسانه ملی پخش می شود، از 5 تا 7 ثانیه برای تأخیر تنظیم میگردد.
انتخاب زمان 5 تا 7 ثانیهای، به این دلیل است که كمترين زمان در یک فوتبال محدود شده و بقیه تصاویر به راحتی برای مخاطب پخش شود.
تلاش مسئولان فنی دستگاههای دیله، تا جايي است که از آغاز بازی تلاش میشود، تصاویر جایگزین را از همان مسابقه بگیرند. البته بسيار شنیدهاید كه تصاویر مسابقه دیگري را در زمان پخش زنده استفاده میکنند؛ این مربوط به جام جهانی 94 است که هنوز کاربران دستگاهها به تسلط کافی نرسیده بودند. در همان بازیها برای یک بار، تصویر حذفی از ورزشگاه «رزبال» در «پاسادنا» در روز بود، ولی تصویر جایگزین از ورزشگاه «جاینت» نیویورک و در شب!
به اين ترتيب، این گاف تصویری، آن قدر بزرگ شد که امروز به جام جهانی؛ یعنی 64 بازی سرایت کرده است.
هرچند این توضیحات برای مخاطب عام نیاز بود، اما پرسش این است كه چرا این پژوهشگر ارتباطات، با حرارت و به خاطر بیاطلاعی، دوره دیله تصویر در فوتبال را 2 دقیقه فرض میکند؟
قطع تصاویر در استودیوی شبکه سه، که حرفهایترین مسئولان فنی در حوزه دیله را دارد، به خلاف ادعای نویسنده، به تصاویر شادی برنمیگردد. این گزینش، بیشتر به شرایط تشویق یا لباسهای نافرم برخی تماشاگران فوتبال وابسته است.
وقتی تماشاگر زن یک کشور آمریکای جنوبی، با رنگ کردن بدن خود به جای پوشش، قصد جلب توجه دارد، طبیعی است، تلویزیون دولتی، باید شرایط عام را در نظر بگيرد.
وقتی هولیگانهای انگلیسی یا تیفوسیهای ایتالیایی برای اعتراض، لخت و بدون پوشش وارد زمین بازی میشوند، پخش این تصاویر، چه دستاورد فرهنگی و ورزشی برای مخاطب عام در سراسر کشور دارد؟
چهار سال پیش، شبکه عربی خصوصی و پولی «art»، در بین پخش یک بازی زنده از رقابتهای لیگ برتر انگلیس، به خاطر پریدن یک زن لخت به داخل زمین، پخش فوتبال زنده خود را به مدت 1 دقیقه، تا زمانی که پلیس، زن را گرفت و از زمین بیرون برد، قطع کرد.
حال چه طور شده که در یک تلویزیون خصوصی که سلیقهها حاکم است، میتوان به گزینش مثبت تصاویر اقدام کرد، ولی در یک تلویزیون دولتی و ملی، نباید چنین خیراندیشی رسانهای را به نمایش گذاشت؟!
البته باید به این موضوع نيز اشاره کرد، که برخی حذفهای بیدلیل در این دوره از جام جهانی، موجب شده است، منتقدان پخش نشدن تصاویر غیراخلاقی گزك به دست آورده و ریشه کار را زیر سؤال ببرند.
اما این دلیلی موجه برای سودجوییهای غرضآلود نیست؛ چنان که گزارش این نویسنده، چنان تنظیم میشود که مردم، گمان کنند ضرغامی مانند میرآبهای قدیمی، سر رودخانه تصاویر نشسته و با نظر وی، تصاویر به اصطلاح سانسور میشود.
از محلی که ضرغامی در استودیو تولید حضور داشت تا محل گزینش تصاویر در رژی پخش، دستكم 500 متر فاصله دارد و دو مدیریت مستقل تصویری بر پخش زنده از ماهواره و پخش زنده از استودیو نظارت دارند؛ بنابراين،
سوءاستفاده از حضور ضرغامی در میان ورزشیها، نشاندهنده غیر ورزشی بودن نگارنده است. چون در دوازده سال اخیر، که رسانه ملی به صورت حرفهای به ورزش پرداخته و همواره یکی از تلویزیونهای مؤثر و تولیدکننده تصاویر ورزشی در اتحادیه تلویزیونهای آسیا و اقیانوسیه ( ABU ) به شمار میرفت، هیچگاه با استقبال این چنینی از سوی رئیس سازمان روبهرو نشده بود.
حتی در دوره پيشين، که شبکه سه با برنامه و هدایت مؤثر، جام جهانی غیرمتعارف از حیث زمان برگزاری را به صورت حرفهای برای مردم به نمایش گذاشت، چنین تشکر و قدردانی مناسبی از زحمتکشان عرصه ورزش رسانه ملی نشده بود. در ضمن این که حضور ضرغامی در آن شب حساس، نشاندهنده روحیه فوتبالی و هشیاري وی در کنترل سیستم خود، پيش از هر نتیجهای بود. چون به هر حال، یک رسانه دولتی، باید آرامشبخشی لازم را در هر مقطعی، چه باخت و چه برد، از خود نشان دهد و جامعه را دچار مخاطره نکند!
بهانه آوردن برای پخش نكردن دقایقی از بازی، تا هنگامي که موضوع تصاویر مشخص نشده، شاید برای مردم حساسیت برانگیز و عصبانیکننده باشد، اما وقتی به ده نفر از منتقدان، تصاویر قطع شده را نشان میدهند، نه نفر آنان، قبول میکنند که پخش چنین تصاویری، متناسب با یک شبکه دولتی با محور مخاطب عام نیست.
البته ناگفته نماند كه ضعفهای بسياري نيز وجود دارد و دفاع مناسبی هم از زحمات انجام شده، صورت نمیگیرد و به جای اطلاعرسانی شفاف و حرفهای به مردم، اندكي بي تفاوتي در معاونت روابط عمومي سازمان صداوسيما صورت مي گيرد كه چنين افرادي به عنوان دلسوز مدعي كارشناسي شوند.
این مطالب را براي حفظ ارزش اطلاعرسانی شفاف و ضایع نشدن زحمت دهها نفر در بخشهای ورزشی رسانه ملی نگاشته و اندکی هم به دوستان رسانه ملی توصیه میکنیم، به جای خیراندیشی، گزک به دست دشمنان فرهنگ اصیل ایرانی ندهند تا آنان با یک دستمال، قیصریهای را آتش بزنند!
بهتر است، کسانی که اینگونه بازار را شلوغ میکنند، بدانند، در همه کشورهای جهان، تلویزیونهای دولتی از قواعدی خاص و خشک استفاده میکنند، که دلیل آن، حساسیت یا محدودیت نیست، بلکه به خاطر منافع ملی و قواعد دولتی همان کشور است.
همان گونه که شبکه دولتی آلمان (ZDF) روزانه، تنها 20 دقیقه تبلیغ بازرگانی پخش میکند، این نشان از پایبندی چنین شبکههایی به اصول خاصی دارد و ممكن نيست این شبکه قدیمی و حرفهای، از پول بیشتر یا کم شدن هزینههایش فراری باشد یا بهره آن را متوجه نشود.
در حال حاضر، جام جهانی از شبکههای گوناگونی در جهان پخش میشود که در ایران به لحاظ وجود یک رسانه ملی، این مجموعه، موظف بود، بنا بر نیاز مردم و جوانان، چنین بازیهایی را خریداری کند، هر چند به قیمت 5/8 میلیون یورو، ولی در کنار این تفکر، موظف به حفظ قواعد و ارزشهای خانوادگی و فرهنگی در ساختار داخلی خودش نيز هست. در مقابل، علاقهمندان دیدن تصاویر به اصطلاح بدون سانسور، به راحتی میتوانند راه مناسب آن را پیدا كنند تا هر شخصی به خاطر سلیقههای خودش، همه مردم را وامدار مجانی علاقه خود نکند.
امیدواریم، شهامت ورزش رسانه ملی با روحیه رئیس سازمان گره خورده و اندکی از ترس در فعالیت رسانه را کنار بگذارند تا در کنار سرویس حرفهای به مردم، بهانه به دست افراد بیاطلاع نیفتد.
در پايان نمونه اي از تصاوير سالم و ناهنجار جام جهاني را براي اطلاع بيشتر علاقه مندان ورزشي منتشر مي كنيم تا ميزان سختي كار تصميم گيرندگان ورزشي رسانه ملي بيش از پيش براي مردم روشن شود.
اگر چه شايد بعضي ها اعتقادي به اين مسايل و اصول فرهنگي ايرانيان نداشته باشند و بخواهند فرهنگ برهنگي را توجيه و ترويج دهند، اما اين در وظايف رسانه ملي نيست كه دانسته كمر به نابودي خرده فرهنگهاي محلي و اصول فرهنگي ايرانيان ببندد.







